بهار۱۹۱۷ – واشینگتن.
صدای کفشهای چرمی روی کف سنگی راهروهای کاخ سفید میپیچد. جنگ جهانی اول در اوج است،
اقتصاد آمریکا در حال چرخش از صلح به جنگ.
در دفتر مشاور اقتصادی رئیسجمهور، مردی نشسته که کت خاکستری و چشمانی آرام دارد. برنارد
باروخ، میلیونر والاستریت، حاال مسئول تنظیم قیمت فوالد، ذغال و مواد جنگی شده است.
او آرام میگوید:
اگر می« ».خواهید کشوری پیروز شود، باید منابعش را مثل پرتفوی سرمایه کنترل کند
ساعتی بعد، دستورهای او مسیر صنعت آمریکا را تغییر میدهد.
بازاری که دیروز مملو از سوداگری بود، حاال با نظم آهنین حرکت میکند.
او با همان ذهن تحلیلی که در تاالر بورس از آشفتگی سود میگرفت، حاال اقتصاد جنگ را مدیریت
میکند.
و این فقط یکی از فصلهای زندگی مردی است که از والاستریت به قلب سیاست رسید.
فلسفه فکری و مدل ذهنی
فلسفه باروخ را میشود در سه کلمه خالصه کرد: ساده، منظم، صبور.
او باور داشت بازار مثل میدان نبرد است؛ احساسات دشمن اصلیاند.
هرگز با جمع حرکت نمیکرد. نقل قول مشهورش هنوز روی دیوار اتاقهای تریدرها نوشته میشود:
اگر همه در حال خریدند، من دیگر نمی « خرم. اگر همه میفروشند، شاید وقت خرید من
».باشد
در ذهن او، سرمایهگذار واقعی کسی بود که بتواند تنها بماند.
او میگفت:
برای موفقیت در بازار باید شجاعت داشته باشی بر خالف همه فکر کنی و سال« ها صبر
».کنی تا ثابت شود حق با تو بوده
از نظر او، معامله . و فقط کسی برنده است که بتواند با ذهن »منطق و هیجان« گری یعنی جنگ میان
آرام تصمیم بگیرد.
میراث و قواعد ماندگار
1. آرامش، مهمترین دارایی یک سرمایه گذار است.
2. .هرگز اجازه نده احساساتت تصمیم بگیرند
3. از جمع فاصله بگیر؛ در هیاهو، عقل میمیرد.
4. همیشه نقدینگی نگه دار ، فرصتها فقط برای آماده هاست.
5. .یاد بگیر در بازار ساکت بمانی؛ سکوت گاهی بهترین معامله است
6. در اوج هیجان، به دادهها نگاه کن، نه شایعات.
7. بزرگترین پیروزی، تسلط بر خود است.